سه شنبه 24 فروردين 13:28


تو بگو قیمت این لحظه چند؟
عباسهای حضرت زینب(س)

تو بگو قیمت این لحظه چند؟

در زندگی لحظاتی رقم می‌خورد که نه تنها با معیارهای مادی قابل اندازه‌گیری نیست حتی واژه‌ها نیز از انتقال مفهوم آن قاصرند.

فکر و ذهنم سخت مشغول بود؛ مشغول کسانیکه چرا و چگونه رفته اند به جایی که هم باید تیر سلاح دشمن را به جان خرید و هم تیر طعنه بعضی از دوستان را.
گفتم که سخت است، اما دل می خواهد، شیر دلی همانند شاه کربلا که جز خود، خانواده اش را نیز به سرزمین کربلای پربلا رهسپار نمود؛ کودک شیرخواره اش را سپر دین محمدی (ص) کرد؛ همانند پرستار کربلا، که هم باید وداع و قطعه قطعه شدن برادر و اهل خانه را ببیند و هم اسارت را؛ که شعر زیر، وصف حالش را چنین بیان می کند:
چه بسیار رنجها کشیدم اخا
ز تل تا به مقتل دویدم اخا
همان لحظه که سر برید از تنت
دل از دار دنیا بریدم اخا
نه دیگر نباشم چو سروی بلند
ز داغ جدایی خمیدم اخا
به وقت کتک خوردن مرغ عشق
به بام دو چشمت پریدم اخا
به یادت هست گفتی به من
برای تو معجر خریدم اخا
برادر سر و معجر آتش گرفت
به رو کهنه چیزی کشیدم اخا
خودم نیزه ای بین آن ازدحام
ز قلب تو بیرون کشیدم اخا
كدام خواهر طاقت دارد؟ كدام دختر طاقت دارد بدن بي سر شهيدش را ببيند؟ بي بي حضرت زينب(س) خودش را انداخت بر بدن قطعه قطعه شده حضرت ابا عبد الله (ع). شيخ مفيد مي نويسد: آنچنان ناله زد، دوست و دشمن به غربت حضرت زينب(س) گريه كردند. صدا زد: خدايا! اين قرباني را از آل پيامبر قبول فرما؛ رو كرد به مدينه: «وا محمداه صلي عليك مليك السما» اي جد بزرگوار برخيز ببين اين بدن قطعه قطعه غرق به خون، بدن حسين توست. دارند دخترانت را به اسيري مي برند. پدرم به قربان آن آقايي كه سرش را از قفا بريدند. پدرم به قربان آن آقايي كه با لب تشنه او را كشتند. پدرم به قربان آن آقايي كه با دل پردرد به شهادت رسيد. شروع كرد بي بي حضرت زينب(س) به روضه خواندن. مي گويند: يك نگاهي هم به بدن بي سر برادر کرد و صدا زد: اي كشته، آيا تو برادر زينبي آيا فرزند مادرم فاطمه اي؟
زینب این بار خودش کرب وبلایی دارد
دشنه و راس نی و تشت طلایی دارد
سوریه گر که شده کرب وبلا باکی نیست
جنگ در زینبیه حال و هوایی دارد
شاه بیت غزل زینبیه عباس است
نام او بر همه آلام دوایی دارد
برادر عزیزم، رزمنده و مدافع حرم خواهر شاه کربلا، حضرت زینب(س)، می دانم دوری از کنار خانواده و فرزند چند ماهه ات بسیار سخت است، ولی این بار،آنجا دقیقاً کربلای حضرت زینب (س) است. کربلایی که تسکینش را شما ارمغان خواهید داد.
خوشا به حالتان که حضرت امام حسین (ع)، حرم خواهرش را به شما محرمان در مقابل چشم ناپاک نامحرمان سپرده است.
لیاقت می خواهد سرباز حضرت امام حسین(ع) شدن!
ای تاریخ، دیگر، شهدای کربلا 72 تن نیستند؛ جوهرت را بیشتر، ورقت را وسیعتر و صبرت را افزونتر کن؛ کربلائیان، به رویای شان که شهادت در لشگر حضرت امام حسین(ع) بود، دست یافته اند.
دو گروه بیشتر به چشم می خورند؛ گروهی که در قالب سربازان حضرت زینب(س) فوج فوج در حال سفر به میدان دفاع از حرم هستند و گروهی هم بر بال ملائک به کشور باز می گردند.
تصاویر تشییع شهدای مدافع حرم و همرزمانتان را که می بینم، قلبم هلاک می شود.
فراق نوزاد شیرخواره، نوعروس خانه بخت، کودکی که عکس پدر در آغوش گرفته و با آن درد دل می کند، پدر و مادری که آرزوی دامادی پسرش را داشتند و همسری که سایه مستدام پدر در خانه را آرزو می کرد و ... همه اینها را که می بینم، غبطه می خورم به حال شما.
طعنه دوستان را که شبیه خاکسترهای ریخته شده بر سر اسرای کربلا و جدشان حضرت محمد (ص) و زهرآگین تر از تیر دشمن است را هم تحمل کنید، چرا که بر اساس آیه 56 سوره مبارکه مائده، "حزب خدا همان پيروزمندانند".
طعنه شان از این جهت که "پول میلیونی می گیرند! تطمیعشان می کنند! از احساسات جوانی شان سوء استفاده می شود! و ..." شرم دارم از گفتن بقیه آنها به والله قسم.
شب تار قلبشان مانع از درک زمان می شود و به قول قدیمی تر ها، کاسه معرفتشان سوراخ شده است.
دفاع از خواهر حضرت امام حسین (ع)، دل می خواهد و غیرت؛ نه احساسات و پول.
سخن کوتاه کنم و بسنده کنم به قطعه شعر زیر، اما نوشتن را که حداقل وظیفه قلمم بود، انجام شد که بدانی دلمان تا ابد با شما سربازان حضرت امام حسین (ع) و عباسان حضرت زینب (س) است و عاجزانه، شفاعت شما را در محضر اهل بیت علیهم السلام در روز موعود خواستارم.
اینبار اگر رقیه گریان گردد
زینب ز جسارتی پریشان گردد
بر خیل یزیدیان زجان می تازیم
تا عبرت جن و انس و شیطان گردد
 
منبع خبرگزاری بسیج
انتهای پیام/
 


شهید مداف حرم     شهادت     حضرت زینب(س)                                


chapta




آخرين اخبار
اخرین عناوین
صوت و فیلم
 
عکس های برگزیده